تبلیغات
دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران - داستان2
دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دسترسی سریعتر معلمان ودانش آموزان واولیامحترم به اطلاعات مورد نیاز جهت شکوفایی بیشتر .

مدیر وبلاگ : معاون آموزشی کیانی
نظرسنجی
دوست دارید چه مطالبی را در وبلاگ در اختیار داشته باشید؟





پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت :

خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟

خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت .

پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد.

رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت

سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد .

پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود .

پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد

پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.

این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد .

پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد .

این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد .

پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید .

پیرزن با ناراحتی گفت:

خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟

خدا جواب داد :

بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان،
لینک های مرتبط : دبستان دخترانه بهاران باعملک،
معاون آموزشی کیانی
دوشنبه 4 فروردین 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...........................


 ..........................
.......................

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

.....................

بازی آنلاین


...........
....................
ابزار پرش به بالا ........ گفتم: خدایاازهمه دلگیرم،گفت: حتی ازمن؟گفتم: خدایادلم راربودند،گفت:پیش ازمن؟گفتم:خدایاچقدردوری،گفت: تویامن؟گفتم:خدایا تنهاترینم،گفت:پس من؟گفتم: خدایاکمک خواستم گفت:ازغیرازمن؟گفتم:خدایادوستت دارم گفت:بیشترازمن؟گفتم:خدایااینقدرنگومن ،گفت:من توهستم وتو من
Flying Icon
code By 20Tools.com -->
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران محفوظ است