تبلیغات
دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران - خدا وکودک
دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دسترسی سریعتر معلمان ودانش آموزان واولیامحترم به اطلاعات مورد نیاز جهت شکوفایی بیشتر .

مدیر وبلاگ : معاون آموزشی کیانی
نظرسنجی
دوست دارید چه مطالبی را در وبلاگ در اختیار داشته باشید؟





خدا وکودک
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید

اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان

من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد

اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه

گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد

تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود


کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...


http://upload.iranvij.ir/images_aban/41991583148308842268.gif
بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد
و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:

فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.


کودک سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت 

خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

کودک با نگرانی ادامه داد:

اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: 

فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت

گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:

خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:

نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...

*** مـادر***          صدا کنی.






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا وکودک،
لینک های مرتبط : دبستان بهاران،
معاون آموزشی کیانی
پنجشنبه 29 خرداد 1393
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:55 ب.ظ
I am not sure where you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for fantastic info I was looking for this info for my mission.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:34 ب.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I seriously enjoyed reading it, you will be a great author.I will
always bookmark your blog and definitely will come back someday.
I want to encourage you to definitely continue your great
writing, have a nice evening!
جمعه 25 فروردین 1396 11:47 ق.ظ
Hello! I know this is somewhat off topic but I was wondering if
you knew where I could get a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
...........................


 ..........................
.......................

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

.....................

بازی آنلاین


...........
....................
ابزار پرش به بالا ........ گفتم: خدایاازهمه دلگیرم،گفت: حتی ازمن؟گفتم: خدایادلم راربودند،گفت:پیش ازمن؟گفتم:خدایاچقدردوری،گفت: تویامن؟گفتم:خدایا تنهاترینم،گفت:پس من؟گفتم: خدایاکمک خواستم گفت:ازغیرازمن؟گفتم:خدایادوستت دارم گفت:بیشترازمن؟گفتم:خدایااینقدرنگومن ،گفت:من توهستم وتو من
Flying Icon
code By 20Tools.com -->
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای دبستـــــــــــــــان بهـــــــــــــــــــاران محفوظ است